آرادآراد، تا این لحظه: 16 سال و 27 روز سن داره

خاطرات آراد و مامان بابا

به نام خدا

امروز برای اولین باره که دارم توی این وبلاگ مطلب می نویسم البته بعد از اینکه با کلی زحمت آراد رو خوابوندم.آقا مثل این که می خواد بره سر کار چون از ساعت ۷ صبح با باباش بیدار شده.امیدوارم که زندگی پسرم همش پر از لحظه های خوب باشه ومنهم به خوبی بتونم این خاطرات رو براش ثبت کنم. ...
31 فروردين 1390

اولین عید آراد کوچولو

۲۷  اسفند ۱۳۸۹ ما به خوزستان رفتیم امسال اولین عید آراد کوچولو بود. باورم نمی شه که سال ۱۳۹۰ هم اومد واقعا که عمرمون داره خیلی زود میگذره. سال تحویل ساعت ۲:۵۰ دقیقه شب بود و آراد رو هم بیدار کردیم تا کنار سفره هفت سین باشه آراد امسال برای دومین بار بود که به خونه خاله سمانه می رفت ولی این دفعه علاوه بر دزفول و شوشتر به شوش هم رفتیم.هم برای زیارت دانیال نبی و هم دیدن قلعه دمورگان و موزه شوش و آپادانا.با دیدن خرابه های شهر باستانی شوش و فکر این که روزگاری چه تمدن عظیمی داشته و الان زیر خروارها خاک مدفون شده حس عجیبی به آدم دست میده که قابل وصف نیست.من واقعا عاشق تاریخم و دوست دارم پسرم بعدها اطلاعات تاریخی خوبی داشت...
31 فروردين 1390

شلوغ شدن سر مامان

بعد از ۶ ماه مرخصی برگشتم سر کار. ۲ روزی میشه که کارم شروع شده اولش به خاطر آراد نگران بودم و فکر میکردم اذیت می کنه ولی خوشبختانه خوب بوده و خدا کنه تا آخرش خوب بمونه. علاوه بر شروع شدن کارم دوباره دارم میرم کلاس زبان.کلاس زبانم حدود یک سال و نیم بود که تعطیل شده بود و با شروع شدن دوباره کلاس دلم نیومد که نرم .مدت زیادی نمونده که مدرکم رو بگیرم.یک دفعه سرم شلوغ شده ولی باید کنار بیام .دوست ندارم از اون مادرهای به اصطلاح فداکاری باشم که از همه چیز به بهانه بچه دار شدن کنار میکشن.دلم می خواد  بعدها بتونم خیلی چیزا به بچه ام یاد بدم که یکی از اون ها زبان انگلیسیه.فکر می کنم هر چقدر آموزش زبان زودتر شروع بشه بهتره م...
31 فروردين 1390

لالا یی

این لالایی رو خیلی دوست دارم چون داخلش یک دعای خیلی قشنگ هست و همیشه برای آراد می خونم: لا لا لا لا گل مینا نمونی لحظه ای بی ما همیشه این ورت مامان همیشه اون ورت بابا گل نازم بخواب حالا لالالالا        لالالالا بخواب آروم و راحت باش که بیدارت کنیم فردا ناگفته نماند این لالایی رو از کتاب لالایی ناصر کشاورز انتخاب کردم و خاله سمانه این کتاب رو هدیه داده.دستش درد نکنه. ...
31 فروردين 1390
1